
برنامه جاهطلبانه استونمارتین برای رقابت با بزرگان خودرو
رونمایی از نسل دوم استونمارتین ونتیج، پیام روشنی برای بازار خودروهای اسپرت داشت: این برند بریتانیایی قصد ندارد تنها به اعتبار تاریخی خود تکیه کند و میخواهد در برابر نامهایی مانند پورشه، فراری و رولزرویس حضوری جدیتر داشته باشد. اندی پالمر، مدیرعامل استونمارتین، هدف خود را تبدیل این شرکت به یکی از برترین سازندگان خودروهای پرفورمنس در جهان اعلام کرده است.
استونمارتین در مقایسه با پورشه از نظر میزان فروش فاصله زیادی دارد، اما برنامه مدیریتی جدید شرکت تنها بر افزایش تیراژ متمرکز نیست. توسعه محصولات تازه، حضور دوباره در مسابقات فرمول یک، ورود به بازار خودروهای شاسیبلند و تولید مدلهای لوکستر، بخشهایی از نقشهای هستند که قرار است جایگاه این برند ۱۰۵ ساله را ارتقا دهند.
خودروشاپ نیز بهعنوان پلتفرم تخصصی خرید و فروش خودرو، خدماتی مانند کارشناسی فنی خودرو و خرید اقساطی بدون ضامن را برای متقاضیان فراهم میکند تا فرآیند معامله با اطمینان و شفافیت بیشتری انجام شود.
فراری؛ الگوی مدیریتی استونمارتین
از دید پالمر، فراری فقط یک رقیب محصولی نیست؛ بلکه الگویی برای شیوه مدیریت، توسعه برند، برنامهریزی تجاری و ایجاد ارزش در بازار خودروهای لوکس به شمار میرود. استونمارتین تلاش دارد در حوزههایی از مسابقات اتومبیلرانی گرفته تا طراحی ابرخودروهای موتوروسط، ساختاری مشابه شرکتهای موفق ایتالیایی ایجاد کند.
البته مقایسه این دو برند صرفاً به تعداد اسببخار یا شتاب خودروها محدود نمیشود. استونمارتین از نظر فنی همچنان توانایی تولید محصولاتی بسیار رقابتی را دارد. نمونه روشن این موضوع، پروژه والکایری است؛ ابرخودرویی هیبریدی که با مشارکت آدریان نیوی، طراح برجسته تیم ردبول در فرمول یک، توسعه یافت و قرار بود سریعترین محصول تاریخ استونمارتین باشد.
رشد فروش، از زیان تا ثبت رکورد
زمانی که پالمر در سال ۲۰۱۴ مدیریت استونمارتین را بر عهده گرفت، شرکت با زیانی حدود ۷۲ میلیون پوند دستوپنجه نرم میکرد. چند سال بعد، فروش مدل DB11 توانست درآمد سالانه استونمارتین را به حدود ۸۷۶ میلیون پوند برساند و رکورد تازهای برای شرکت ثبت کند.
با وجود این پیشرفت، فاصله میان استونمارتین و فراری همچنان قابل توجه بود. فراری در همان دوره درآمدی نزدیک به سه میلیارد دلار داشت و تعداد خودروهای فروختهشدهاش نیز از فروش کلی استونمارتین بیشتر بود. با این حال، عرضه نسخه هشتسیلندر DB11، معرفی مدل ولانته و ورود نسل تازه ونتیج میتوانست به افزایش فروش بریتانیاییها کمک کند.
استونمارتین در سال ۲۰۰۷ موفق به فروش حدود ۷۲۰۰ دستگاه خودرو شده بود. نکته مهم این است که درآمد شرکت در آن سال تقریباً نیمی از درآمد ثبتشده در سال ۲۰۱۷ بود؛ موضوعی که نشان میداد استونمارتین بهدنبال فروش محصولاتی گرانتر و سودآورتر است، نه صرفاً افزایش شمار خودروهای تحویلی.
ظرفیت تولید؛ چالش مهم نقشه راه جدید
یکی از پرسشهای اساسی درباره آینده استونمارتین، میزان ظرفیت تولید این شرکت است. کارخانه گایدون فضای محدودی برای توسعه دارد و حتی با بهینهسازی خطوط تولید، توان ساخت سالانه آن در حدود ۷ هزار دستگاه برآورد میشد.
در کنار گایدون، کارخانه سنت آتان در جنوب ولز نیز برای تولید محصولات جدید در نظر گرفته شد. قرار بود کراساور DBX از سال ۲۰۱۹ در این مجموعه مونتاژ شود. ظرفیت اولیه سنت آتان حدود ۵ هزار دستگاه در سال بود و امکان افزایش آن تا ۷ هزار دستگاه نیز پیشبینی میشد.
در صورت استفاده کامل از توان هر دو کارخانه، مجموع تولید سالانه استونمارتین میتوانست به محدوده ۱۲ تا ۱۴ هزار دستگاه برسد. این رقم هنوز با تیراژ پورشه یا حتی تولید سالانه مازراتی فاصله داشت، اما برای برندی با ساختار تولید محدود و تمرکز بر خودروهای لوکس، ظرفیت قابل توجهی محسوب میشد.
میزان نهایی تولیدی که پالمر برای آینده شرکت در نظر داشت، بهطور دقیق مشخص نبود. با این حال، رویکرد منطقی آن بود که استونمارتین ابتدا زیرساختهای لازم را توسعه دهد و پس از ایجاد ظرفیت پایدار، سرعت تولید را افزایش دهد. رشد بیبرنامه میتوانست کیفیت، انحصار و ارزش برند را تحت تأثیر قرار دهد.
چرا استونمارتین به سراغ ابرخودروی موتوروسط رفت؟
پروژه ابرخودروی موتوروسط استونمارتین همزمان با نزدیک شدن DB11 و ونتیج به پایان چرخه عمر خود، اهمیت ویژهای پیدا کرد. چنین محصولی فقط یک مدل اسپرت تازه نبود؛ بلکه میتوانست تصویر فنی و جایگاه قیمتی برند را در بازار تغییر دهد.
در آن زمان، ونکوئیش گرانترین محصول استونمارتین بود و قیمتی در حدود ۲۰۰ هزار پوند داشت. برای آنکه مشتریان، استونمارتین را در سطح فراری یا رولزرویس ببینند، شرکت باید محصولاتی با قیمتهای ۲۵۰، ۳۰۰ و حتی ۳۵۰ هزار پوند نیز عرضه میکرد. ورود به بخش ابرخودروها میتوانست چنین فاصلهای را پوشش دهد.
والکایری دقیقاً با همین هدف توسعه یافت. این خودرو با همکاری بخش فناوریهای پیشرفته ردبول طراحی شد و تمرکز اصلی پروژه بر کاهش وزن و دستیابی به بالاترین سطح عملکرد قرار داشت. استونمارتین برای اجرای این برنامه، گروهی از کارکنان خود را به مرکز فنی ردبول فرستاد و یک بخش تخصصی در آن مجموعه ایجاد کرد.
اهمیت وزن در خودروهای پرفورمنس به اندازهای است که پالمر، آن را یکی از بزرگترین دشمنان عملکرد میدانست. همکاری با آدریان نیوی نیز از همین زاویه اهمیت داشت؛ زیرا این مهندس برجسته سابقهای طولانی در طراحی خودروهای سبک، آیرودینامیک و سریع مسابقهای داشت.
پیشرانههای V12 و مسیر برقیسازی
پالمر علاقه چندانی به خرید کامل پیشرانه از شرکتهای دیگر نداشت و باور داشت موتور V12 استونمارتین همچنان میتواند نقش مهمی در محصولات آینده ایفا کند. با این حال، برای رقابت با خودروهایی که قدرتی نزدیک به ۸۰۰ اسببخار ارائه میدادند، استفاده از فناوری هیبریدی ضروری به نظر میرسید.
استونمارتین قصد داشت از سامانهای مشابه KERS برای تقویت عملکرد پیشرانه استفاده کند. براساس برنامه اعلامشده، تا سال ۲۰۲۵ هر مدل این شرکت باید دستکم یک نسخه هیبریدی داشته باشد. در عین حال، تولید موتورهای V شکل ادامه پیدا میکرد و توسعه یک محصول کاملاً برقی نیز در دستور کار قرار داشت.
با وجود حرکت تدریجی صنعت به سمت برقیسازی، استونمارتین در آن مقطع برنامهای برای استفاده از موتورهای چهارسیلندر خطی، پیشرانههای دیزلی یا سامانههای هیدروژنی نداشت. تمرکز اصلی شرکت بر حفظ شخصیت اسپرت خودروها و ترکیب موتورهای قدرتمند با فناوری هیبریدی بود.
احیای لاگوندا بهعنوان برند لوکس برقی
یکی از پروژههای مهم پالمر، بازگرداندن نام لاگوندا بهعنوان برندی مستقل و تمامالکتریکی بود. این برند قرار بود در برابر رولزرویس و بنتلی قرار بگیرد و با طراحی متفاوت، مشتریانی را هدف بگیرد که بهدنبال خودرویی لوکس، آیندهنگر و متمایز هستند.
برنامه لاگوندا بر ساخت خودرویی با ابعاد خارجی مشابه رولزرویس گوست و فضای داخلی نزدیک به رولزرویس فانتوم استوار بود. چنین ترکیبی میتوانست به لاگوندا اجازه دهد در بخش خودروهای فوقلوکس، بدون تکرار فرمول سنتی رقبا، هویت مستقلی برای خود ایجاد کند.
تمامالکتریکی بودن لاگوندا نیز بخش مهمی از این استراتژی محسوب میشد. استونمارتین میخواست همانطور که تسلا تصویر خودروهای برقی را در ذهن مشتریان تغییر داد، لاگوندا را به نمادی از لوکسگرایی مدرن و فناوری پیشرفته تبدیل کند.
آینده استونمارتین در مسیر توسعه
نقشه راه استونمارتین ترکیبی از افزایش ظرفیت تولید، گسترش سبد محصولات، حضور در بازار شاسیبلندها، توسعه خودروهای هیبریدی و ورود به کلاس ابرخودروها بود. اجرای همزمان این برنامهها ریسک زیادی داشت، اما در صورت موفقیت میتوانست وابستگی شرکت به چند مدل محدود را کاهش دهد.
ونتیج، DB11، DBX، والکایری و پروژه لاگوندا هرکدام نقش متفاوتی در این مسیر داشتند. برخی از آنها برای افزایش فروش طراحی شده بودند و برخی دیگر وظیفه داشتند اعتبار فنی و لوکس برند را ارتقا دهند. چالش اصلی استونمارتین این بود که میان تولید بیشتر، حفظ انحصار و کنترل کیفیت تعادل برقرار کند.
خرید اقساطی خودرو از خودروشاپ
اگر بودجهی نقدی کامل را ندارید، در خودروشاپ میتوانید خودرو را بهصورت اقساطی و بدون ضامن تهیه کنید. همهی خودروها پیش از تحویل، بدنه و فنی کارشناسی میشوند تا دقیقاً همان خودروی سالمی را بگیرید که ارزش قیمتش را دارد.




نظرات کاربران
نظرات کاربران