کارنامه جگوار در طول سالهای فعالیت خود، دورههای دشوار و تغییرات فراوانی را پشت سر گذاشته است؛ بااینحال، همین مسیر پرفرازونشیب به شکلگیری مدلهایی انجامید که امروز در میان ارزشمندترین خودروهای کلاسیک دنیا جای دارند. در بازار ایران، خانواده سهگانه XJ بیش از هر محصول دیگری توانست نام جگوار را برای علاقهمندان خودرو شناختهشده کند؛ زیرا تعداد قابلتوجهی از نمونههای این خانواده وارد کشور شدند و تصویر بسیاری از ایرانیان از یک جگوار اصیل، با همین مدل شکل گرفت.
خانواده جگوار XJ از سال 1968 وارد بازار شد و در سه نسل اصلی ادامه پیدا کرد؛ نمونههای تولیدشده از 1968 تا 1973 با عنوان سری اول، مدلهای سالهای 1973 تا 1979 با نام سری دوم و خودروهای تولیدشده از 1979 تا 1992 با عنوان سری سوم شناخته میشوند. زبان طراحی این سه نسل از ماندگارترین سبکهای تاریخ جگوار به شمار میآید و نشانههای آن حتی تا پیش از سال 2010 نیز در برخی محصولات جدید این برند دیده میشد. سری دوم XJ در سال 1973 معرفی شد و تا سال 1979 روی خط تولید باقی ماند؛ در این دوره، تنها 6505 دستگاه از نسخه کوپه شش سیلندر آن ساخته شد.
در این مطلب، یک دستگاه جگوار XJ سری دوم مدل 1976 را بررسی میکنیم؛ خودرویی مجهز به موتور خطی شش سیلندر که در قالب کوپه تولید شده و به دلیل تیراژ محدود، امروزه از نمونههای خاص این خانواده محسوب میشود. این خودرو با کدهای XJ4.2-C و XJ6-C شناخته میشود. خودروشاپ نیز بهعنوان پلتفرم تخصصی خرید و فروش خودرو، امکان دسترسی به خودروهای خاص را همراه با کارشناسی فنی و شرایط خرید اقساطی بدون ضامن فراهم میکند.
جگوار XJ؛ میراثی ماندگار
نسل دوم XJ در سال 1973 به بازار عرضه شد و تولید آن تا سال 1979 ادامه داشت. جگوار در مقایسه با نسل نخست، تغییراتی هم در طراحی بدنه و هم در بخشهای فنی اعمال کرد. مهمترین اصلاح ظاهری، افزایش ارتفاع سپر کرومی جلو بود؛ تغییری که برای هماهنگی با مقررات ایمنی جادهای ایالات متحده، بزرگترین بازار خودروی جهان، انجام شد. در پی این تغییر، جلوپنجره به دو قسمت تقسیم شد؛ بخش بالایی کوچکتر از نمونه سری اول بود و قسمت دیگری نیز در زیر سپر قرار گرفت.

الزامات بازار آمریکا روی طراحی سپر محصولات جگوار نیز تأثیر گذاشت. خودروهای سفارش این کشور معمولاً به سپرهایی با نوارهای لاستیکی ضربهگیر مجهز بودند؛ طرحی که در ایران با عنوان سپر سفارش آمریکا شناخته میشود و در شماری از خودروهای اروپایی مانند مرسدسبنز و بامو نیز دیده شده است. بااینحال، نمونه مورد بررسی از نوع سفارش اروپا است و به چنین سپرهایی مجهز نیست.
کابین سری دوم نیز از تغییرات قابلتوجهی بهره برد. مهمترین اصلاح به سامانه تهویه مطبوع مربوط میشد؛ زیرا مالکان سری نخست، پیچیدگی عملکرد و طراحی نهچندان کاربردی این مجموعه را بارها مورد انتقاد قرار داده بودند.
هویت بصری XJ تا حد زیادی از زبان طراحی دایملر سوورین در دهه 1960 تأثیر گرفته بود. چهار چراغ گرد در قسمت جلو، که چراغهای داخلی اندازه کوچکتری نسبت به نمونههای بیرونی داشتند، در کنار خطوط کشیدهشده از چراغها به سمت کاپوت و انتهای بدنه، چهرهای شاخص برای این خودرو ایجاد میکردند. جلوپنجره کرومی و چراغهای عقب با فرم موسوم به کلهقندی نیز از دیگر عناصر مهم طراحی آن بودند.

در نمای جانبی، خطی نرم و پیوسته از بخش جلویی تا انتهای بدنه امتداد دارد. فرم حبابمانند اتاق، حذف ستون B و استفاده از رینگهای فلزی کرومی، نمونههای آلومینیومی یا قالپاقهای کوچک کرومی، ترکیبی متفاوت و بسیار چشمنواز به وجود آورده است.
کوپههای جگوار XJ سری دوم
جگوار نسخه کوپه سری دوم را در سال 1973 و در نمایشگاه بینالمللی لندن با نام XJ-C به نمایش گذاشت؛ اما خیلی زود مشخص شد که خودرو هنوز برای عرضه عمومی آماده نیست. شیشههای جانبی بهدرستی با نوارهای آببندی درها چفت نمیشدند و ورود آب باران به کابین، یکی از مشکلات جدی نمونههای اولیه بود. پس از نزدیک به دو سال اصلاحات، جگوار توانست ایرادهای اصلی را برطرف کند و نسخه کوپه را از سال 1975 تا 1978 به تولید برساند.
XJ سری دوم در دو فاصله محوری کوتاه و بلند با نامهای SWB و LWB عرضه میشد، اما نسخه کوتاهمحور خیلی زود از چرخه تولید کنار رفت و جای خود را به مدل بلندمحور داد. این تصمیم فضای بیشتری در اختیار سرنشینان قرار میداد و فاصله محوری خودرو را حدود 4 اینچ، معادل 102 میلیمتر، افزایش میداد. نسخه کوپه، با وجود استفاده از ساختار کوتاهمحور، از درهای کشیدهتر مدل بلندمحور بهره میبرد؛ راهکاری که هم ورود و خروج سرنشینان عقب را سادهتر میکرد و هم تناسب بصری بدنه را بهبود میداد.

ترکیب درهای بلند سدان با بدنه کوپه کوتاهمحور، نیازمند بازطراحی محل نصب لولاهای درهای جلو بود؛ کاری که هزینه و پیچیدگی زیادی داشت. از سوی دیگر، حذف ستون B برای شکلدادن به یک کوپه هاردتاپ، میزان لرزش و تنش در سقف را نسبت به نسخه سدان افزایش میداد. کیفیت محدود رنگ و روشهای قدیمی رنگآمیزی نیز باعث میشد پوشش سقف پس از مدتی ترک بخورد یا پوستهپوسته شود. به همین دلیل، جگوار سقف تمامی کوپههای هاردتاپ را با پوشش وینایل عرضه کرد تا مشکلات ناشی از ترکخوردگی رنگ کاهش یابد. البته این راهکار، مسئله تازهای ایجاد میکرد؛ نفوذ رطوبت به لایههای زیرین و پوسیدگی سقف در بلندمدت. امروزه هنگام بازسازی چنین خودروهایی، معمولاً برداشتن وینایل و استفاده از رنگ مرغوب پیشنهاد میشود؛ زیرا رنگ مدرن علاوه بر ظاهر بهتر، احتمال پوسیدگی مجدد را نیز کاهش میدهد.
ظرافت بریتانیایی در جگوار XJ6-C
جگوار از گذشته خود را در جایگاه یک خودروساز لوکس تعریف میکرد. البته میزان پریمیومبودن محصولات این برند در دورههای مختلف یکسان نبوده است، اما تلاش مستمر آن برای ارائه کیفیت و جلوهای لوکس، همواره یکی از ویژگیهای قابلتوجه جگوار محسوب میشد.

کابین این خودرو از نظر کیفیت مواد و دقت ساخت، به سطح محصولات همدورهای مانند استون مارتین، رولزرویس و بنتلی نمیرسد؛ بااینحال، سبک طراحی داخلی آن بهوضوح نشان میدهد که جگوار در پی خلق هویتی مستقل بوده است. ترکیب چرم روشن در پوشش صندلیها و رودریها، صفحات چوبی گسترده روی داشبورد و پلاستیک فشرده، فضایی متناسب با استانداردهای خودروهای لوکس دهه 1970 ایجاد کرده است.
در میان محصولات جگوار، یافتن مدلی که از نظر طراحی داخلی فاقد ظرافت باشد، چندان آسان نیست. برخلاف نمای بیرونی که بیشتر بر تناسبات هندسی، خطوط بدنه و محاسبات دقیق استوار است، فضای کابین بیش از هر چیز به نگاه هنری و سلیقه طراح وابسته خواهد بود؛ موضوعی که در XJ6-C بهخوبی دیده میشود.

مقابل راننده، فرمانی ساده با ساختار استخوانی و نشان جگوار قرار دارد و پشت آن، مجموعهای از شش نشانگر دایرهای آنالوگ دیده میشود. این آمپرها با عقربههای سنتی، حالوهوایی کاملاً کلاسیک دارند. استفاده گسترده از روکش چوب در داشبورد نیز باعث شده کابین، در کنار ظاهر اصیل، اندکی رسمی و اشرافی به نظر برسد.




خرید اقساطی خودرو از خودروشاپ
اگر بودجهی نقدی کامل را ندارید، در خودروشاپ میتوانید خودرو را بهصورت اقساطی و بدون ضامن تهیه کنید. همهی خودروها پیش از تحویل، بدنه و فنی کارشناسی میشوند تا دقیقاً همان خودروی سالمی را بگیرید که ارزش قیمتش را دارد.




نظرات کاربران
نظرات کاربران